چرا گاهی بدون تغییر معنادار در سودآوری شرکتها، جهت حرکت بورس ایران تغییر میکند؟ پاسخ این پرسش در ساختار بازار سرمایه ایران نهفته است. در این بازار، علاوه بر متغیرهای بنیادین شرکتها، تاثیر سیاست بر بورس نقش تعیین کنندهای دارد. تصمیمات سیاسی میتوانند انتظارات سرمایهگذاران را دگرگون کنند، بر نرخ ارز و تورم اثر بگذارند و از همین مسیر، روند کلی بازار سهام را تغییر دهند. از این رو است که اخبار و رویدادهای سیاسی گاهی کل بازار را تحت تاثیر قرار میدهند.
در ادامه این مطلب بررسی میشود که تصمیمات سیاسی چگونه به بورس ایران منتقل میشوند، ریسک سیاسی چه جایگاهی در میان انواع ریسکهای بازار سرمایه دارد و چرا اثر این ریسک در ایران پررنگتر از بسیاری از بازارهای جهانی است.
انواع ریسک در بازار سرمایه
شناخت ریسک، پایه تحلیل بازار سرمایه است. بدون تفکیک درست ریسکها، رفتار بورس قابل درک نیست. در بازار ایران، تاثیر سیاست بر بورس بیشتر از مسیر ریسکهایی منتقل میشود که ماهیت کلان دارند و کل بازار را درگیر میکنند. به طور کلی، ریسکهای بازار سرمایه به دو دسته اصلی تقسیم میشوند.
ریسک سیستماتیک
ریسک سیستماتیک به عواملی گفته میشود که کل بازار یا بخش بزرگی از اقتصاد را تحت تاثیر قرار میدهند. تورم، نرخ ارز، نرخ بهره، رکود اقتصادی و تصمیمات سیاسی در این گروه قرار دارند. این نوع ریسک با متنوعسازی پرتفوی حذف نمیشود، زیرا همه داراییها همزمان تحت اثر آن قرار میگیرند.
ریسک غیرسیستماتیک
ریسک غیرسیستماتیک به ریسکهایی مربوط است که به یک شرکت یا صنعت خاص وابستهاند. ضعف مدیریت، مشکلات عملیاتی، ساختار هزینه یا تغییرات خاص یک صنعت از نمونههای این نوع ریسک هستند. این ریسک با تنوعبخشی در سبد سرمایهگذاری قابل کاهش است.

منظور از ریسکهای سیاسی چیست؟
ریسک سیاسی به احتمال وقوع تصمیمات یا رویدادهایی گفته میشود که از حوزه سیاست و حکمرانی ناشی میشوند و میتوانند شرایط فعالیت اقتصادی را تغییر دهند. در بازار سرمایه ایران، تاثیر سیاست بر بورس زمانی دیده میشود که این تصمیمات باعث تغییر در قوانین، مقررات، روابط خارجی یا جریانهای مالی میشوند.
این ریسک معمولا از مسیرهایی مثل تحریمها، محدودیتهای ارزی، تغییر مقررات صادرات و واردات، سیاستهای بودجهای دولت و قیمتگذاریهای دستوری به بازار منتقل میشود. ویژگی مهم ریسکهای سیاسی این است که میتوانند بدون تغییر در عملکرد واقعی شرکتها، فضای بازار و رفتار سرمایهگذاران را تحت تاثیر قرار دهند.
ریسک سیاسی جزو کدام یک از انواع ریسک محسوب میشود؟
در چارچوب تحلیلی بازار سرمایه، ریسک سیاسی در دسته ریسکهای سیستماتیک قرار میگیرد. دلیل این طبقهبندی روشن است. ریسک سیاسی میتواند به صورت همزمان کل بازار را تحت تاثیر قرار دهد و محدود به یک شرکت یا صنعت خاص نیست. در بورس ایران، تاثیر سیاست بر بورس دقیقا از همین ویژگی ناشی میشود.
تصمیمات سیاسی میتوانند نرخ ارز، تورم، سیاستهای پولی و مالی و حتی امکان نقل و انتقال سرمایه را تغییر دهند. به همین دلیل، این نوع ریسک با تنوعبخشی ساده در پرتفوی حذف نمیشود و سرمایهگذار فقط میتواند آن را مدیریت کند، نه از بین ببرد.
سیاستهای پولی چیست؟
سیاست پولی به مجموعه ابزارهایی گفته میشود که بانک مرکزی برای کنترل نقدینگی، نرخ بهره و شرایط اعتباری به کار میگیرد. هدف اصلی این سیاست، مدیریت تورم و ایجاد ثبات اقتصادی است. در بورس ایران، تاثیر سیاست بر بورس از مسیر سیاستهای پولی معمولا سریع و مستقیم منتقل میشود، چون تغییر در نرخ سود و حجم پول، رفتار سرمایهگذاران را تحت تاثیر قرار میدهد.
سیاست پولی انبساطی
سیاست پولی انبساطی زمانی اجرا میشود که هدف، تحریک رشد اقتصادی و کاهش رکود باشد. در این حالت، نقدینگی افزایش مییابد و دسترسی به منابع مالی آسانتر میشود. نتیجه کوتاهمدت این سیاست میتواند افزایش تقاضا برای داراییها، از جمله سهام، باشد. اما اگر این روند به افزایش تورم و بیثباتی ارزی منجر شود، ریسک بازار نیز بالا میرود.
سیاست پولی انقباضی
سیاست پولی انقباضی با هدف مهار تورم اجرا میشود. در این شرایط، رشد نقدینگی محدود میشود و نرخهای سود افزایش پیدا میکند. این وضعیت معمولا جذابیت سرمایهگذاری در سهام را کاهش میدهد، چون بازده داراییهای بدون ریسک بالا میرود و هزینه تأمین مالی شرکتها افزایش مییابد.
سیاستهای مالی و نقش آن
سیاست مالی به تصمیمات دولت در زمینه بودجه، هزینهها و مالیاتها گفته میشود. این سیاستها مستقیماً بر سطح تقاضا، کسری بودجه، تورم و در نهایت فضای سرمایهگذاری اثر میگذارند. در بورس ایران، تاثیر سیاست بر بورس از مسیر سیاستهای مالی معمولاً با تأخیر اما با دامنه اثر گسترده دیده میشود، چون به ساختار بودجه و منابع مالی دولت گره خورده است.
سیاست مالی انبساطی
سیاست مالی انبساطی زمانی اجرا میشود که دولت با افزایش هزینهها یا کاهش مالیاتها، به دنبال تحریک اقتصاد باشد. در کوتاهمدت، این سیاست میتواند باعث افزایش تقاضا و رشد اسمی بازار سهام شود. اما اگر تأمین مالی آن از مسیر کسری بودجه و خلق پول انجام شود، فشار تورمی و بیثباتی اقتصادی را افزایش میدهد.
سیاست مالی انقباضی
سیاست مالی انقباضی با هدف کنترل کسری بودجه و مهار تورم اجرا میشود. در این حالت، دولت هزینهها را کاهش میدهد یا پایههای مالیاتی را گسترش میدهد. اثر این سیاست بر بورس به نحوه اجرا بستگی دارد. اگر همراه با ثبات اقتصادی باشد، میتواند نااطمینانی را کاهش دهد، اما در صورت اعمال ناگهانی یا فشار مستقیم بر صنایع، ممکن است سودآوری شرکتها را تضعیف کند.
سیاست مالی انقباضی در ایران
در اقتصاد ایران، سیاست مالی انقباضی معمولا با هدف کنترل کسری بودجه و مهار تورم اجرا میشود، اما شکل اجرای آن با بسیاری از کشورها تفاوت دارد. در این فضا، تاثیر سیاست بر بورس بیشتر از مسیر تصمیمات بودجهای و مداخلات مستقیم دولت در صنایع بورسی دیده میشود.
سیاست مالی انقباضی در ایران اغلب در دو سطح اعمال میشود. در سطح کلان، دولت تلاش میکند با افزایش درآمدهای مالیاتی، کاهش هزینههای جاری یا اصلاح یارانهها کسری بودجه را کنترل کند. این اقدامات میتواند تقاضای کل را کاهش دهد و فشار کوتاهمدت بر بازار سهام ایجاد کند.
در سطح بخشی، سیاست مالی انقباضی معمولا با افزایش نرخهای دولتی همراه است. افزایش نرخ خوراک، انرژی، حقوق مالکانه، عوارض صادراتی یا مالیاتهای خاص نمونههایی از این رویکرد هستند. این نوع تصمیمات میتواند مستقیماً سودآوری برخی صنایع بورسی را تحت فشار قرار دهد و باعث واکنش منفی بازار شود.
اثر نهایی سیاست مالی انقباضی در ایران به کیفیت اجرا بستگی دارد. اگر این سیاست به کاهش نااطمینانی و ثبات اقتصادی منجر شود، میتواند در میانمدت به بهبود فضای سرمایهگذاری کمک کند. اما در صورت اجرای ناگهانی و بدون اصلاح ساختاری، ریسک بازار افزایش پیدا میکند.

ریسکهای سیاسی چگونه باعث تغییر در عملکرد شرکتها میشود؟
ریسک سیاسی فقط یک عامل روانی نیست و اثر آن مستقیما در عملکرد شرکتها دیده میشود. در بورس ایران، تاثیر سیاست بر بورس از چند مسیر مشخص به صورتهای مالی و عملیات شرکتها منتقل میشود.
اول، درآمد و بازار فروش تحت تاثیر قرار میگیرد. تشدید تحریمها یا محدودیتهای سیاسی میتواند دسترسی شرکتها به بازارهای صادراتی، مسیرهای حملونقل و تسویه ارزی را محدود کند و حجم فروش را کاهش دهد.
دوم، هزینهها و زنجیره تامین افزایش پیدا میکند. محدودیت واردات، رشد نرخ ارز و هزینههای نقل و انتقال مالی، بهای تمام شده و نیاز به سرمایه در گردش را بالا میبرد.
سوم، سرمایهگذاری و اجرای پروژهها با اختلال مواجه میشود. نااطمینانی سیاسی نرخ بازده مورد انتظار را افزایش میدهد و بسیاری از طرحهای توسعهای را به تعویق میاندازد یا غیراقتصادی میکند.
در نهایت، ارزش داراییها و سود اسمی تغییر میکند. برخی شرکتها از جهش نرخ ارز سود اسمی شناسایی میکنند، اما همزمان محدودیت فروش و افزایش هزینهها میتواند این اثر را خنثی کند. به همین دلیل، واکنش بازار به ریسک سیاسی همیشه یکدست و پایدار نیست.
قیمتگذاری دستوری، سیاسیترین ریسک صنایع بورسی
در میان تمام ریسکهای سیاسی، شاید هیچکدام به اندازه قیمتگذاری دستوری برای سهامداران صنایع تولیدی آزاردهنده نباشد. این پدیده زمانی رخ میدهد که دولت با اهداف سیاسی (مانند کنترل تورم یا رضایت عمومی) و بدون توجه به واقعیتهای اقتصادی، نرخ فروش محصولات شرکتها را پایینتر از قیمت بازار تعیین میکند.
در بورس ایران، صنایع خودروسازی، شوینده، تایرسازی و نیروگاهی بیشترین آسیب را از این سیاست میبینند. مکانیزم تخریب این سیاست به این صورت است:
-
زیانده شدن تولید: وقتی هزینه مواد اولیه با دلار آزاد رشد میکند اما قیمت فروش محصول با نرخ دستوری، ثابت میماند، حاشیه سود شرکت ذوب میشود و حتی به زیان تبدیل میشود (مانند وضعیت خودروسازان).
-
توزیع رانت: فاصله قیمت کارخانه (دستوری) و بازار آزاد، سودی به جیب سهامدار یا شرکت نمیرساند، بلکه نصیب دلالان میشود.
-
کاهش انگیزه سرمایهگذاری: وقتی افق سودآوری به تصمیم یک شورا (مثل شورای رقابت) وابسته باشد نه کارایی مدیران، پولهای هوشمند از این صنایع فرار میکنند.
بزرگترین ریسک سیاسی بورس ایران چیست؟
در ساختار اقتصاد ایران، بزرگترین ریسک سیاسی بورس به تحریمها و چشمانداز روابط خارجی مربوط میشود. دلیل این موضوع روشن است. تحریمها مستقیما بر فروش نفت، دسترسی به منابع ارزی، نقل و انتقال پول و بودجه دولت اثر میگذارند و از همین مسیر به کل اقتصاد سرایت میکنند. در چنین شرایطی، تاثیر سیاست بر بورس سریع و فراگیر میشود.
تحریمها فقط سودآوری شرکتها را هدف نمیگیرند، بلکه انتظارات سرمایهگذاران را نیز تغییر میدهند. حتی احتمال تشدید تحریم یا شکست مذاکرات میتواند نااطمینانی را افزایش دهد، نرخ ارز را تحت فشار قرار دهد و پریمیوم ریسک بازار را بالا ببرد. به همین دلیل، بازار سهام گاهی پیش از وقوع تغییرات واقعی، به اخبار و سیگنالهای سیاسی واکنش نشان میدهد.
در کنار تحریمها، تصمیمات ناگهانی در حوزه سیاست خارجی و مالی نیز میتوانند این ریسک را تشدید کنند. مجموع این عوامل باعث شده است که ریسک سیاسی، به ویژه در حوزه روابط خارجی، مهمترین متغیر اثرگذار بر روند بورس ایران باشد.

پارادوکس برجام و مذاکرات هستهای
در بورس ایران، اخبار مذاکرات هستهای (برجام) رفتار دوگانهای ایجاد میکند که برای بسیاری از تازهواردان عجیب است. به طور سنتی، اخبار مثبت سیاسی باید باعث رشد بورس شود، اما در ایران گاهی برعکس عمل میکند. چرا؟ چون موتور محرک بورس تهران در سالهای اخیر، تورم و قیمت دلار بوده است.
-
اخبار مثبت مذاکرات: باعث کاهش انتظارات تورمی و افت قیمت دلار میشود. در نتیجه، سهام شرکتهای صادراتمحور (فولادی، پتروشیمی، معدنی) که درآمد دلاری دارند، با فشار فروش مواجه میشوند. در این شرایط معمولا پول به سمت گروه بانکی و خودرویی (صنایع ریالی که از رفع تحریم نفع میبرند) میچرخد.
-
اخبار منفی و تنش: باعث جهش دلار و انتظارات تورمی میشود. در این حالت، شاخص کل بورس (که وزن دلاری بالایی دارد) معمولا رشد میکند تا ارزش داراییها با تورم جدید تطبیق پیدا کند.
تاثیر ریسکهای سیاسی بر بورس جهانی
ریسک سیاسی فقط به بورس ایران محدود نمیشود و در بازارهای جهانی هم وجود دارد، اما شدت و نحوه اثرگذاری آن متفاوت است. در بورسهای بینالمللی، تاثیر سیاست بر بورس معمولا از مسیر سیاستهای اقتصادی، نرخ بهره، مقررات مالیاتی و تنشهای ژئوپلیتیکی منتقل میشود.
در بازارهای توسعهیافته، ساختارهای اقتصادی باثباتتر هستند. به همین دلیل، شوکهای سیاسی معمولا اثر کوتاهمدت دارند و کمتر به بیثباتی شدید بازار منجر میشوند. تصمیمات سیاسی بیشتر روی نرخ بهره، سیاستهای مالی و قوانین رقابتی اثر میگذارند و واکنش بازارها اغلب محدودتر و قابل پیشبینیتر است.
در مقابل، در بازارهای نوظهور، ریسک سیاسی نقش پررنگتری دارد. احتمال اعمال محدودیتهای ارزی، کنترل سرمایه، تغییرات ناگهانی مقررات و بیثباتی سیاسی باعث میشود واکنش بازارها شدیدتر باشد. تفاوت اصلی بورس ایران با بسیاری از بازارهای جهانی در این است که کانال نرخ ارز و محدودیتهای مالی بینالمللی وزن بسیار بالاتری دارد و شوکهای سیاسی سریعتر در قیمت داراییها منعکس میشود.
مروری بر تصمیمات سیاسی تاریخساز در بورس
برای درک بهتر قدرت سیاست بر تابلو بورس، مرور دو رویداد مهم در سالهای اخیر بسیار آموزنده است:
۱. دعوت عمومی و صندوقهای ETF در سال ۹۹: سال ۱۳۹۹ نمونه بارز دخالت سیاست در بازار سرمایه بود. دولت با هدف تامین مالی و کنترل نقدینگی، مردم را به بورس دعوت کرد و صندوقهای دولتی (دارا یکم و پالایش) را با تخفیف فروخت.
-
اثر سیاسی: هجوم نقدینگی باعث رشد شارپی و حبابی شدن قیمتها شد.
-
نتیجه: تغییر ناگهانی قوانین (مانند تغییر دامنه نوسان یا آزادسازی سهام عدالت) و اختلافنظرهای سیاسی بین وزارتخانهها، جرقه ریزش تاریخی مرداد ۹۹ را زد و اعتماد عمومی را برای سالها خدشهدار کرد.
۲. افزایش نرخ بهره در سال ۱۴۰۱: در سال ۱۴۰۱، بانک مرکزی برای کنترل تورم افسارگسیخته، سیاست پولی انقباضی را در پیش گرفت و نرخ بهره بینبانکی را به بالای ۲۰ درصد رساند.
-
اثر سیاسی: این تصمیم که کاملا در حیطه سیاستگذاری کلان بود، باعث شد نسبت P/E (قیمت به درآمد) بازار جذابیت خود را از دست بدهد.
-
نتیجه: پولهای بزرگ از بازار سهام خارج شدند و در صندوقهای درآمد ثابت و سپردههای بانکی پارک کردند که منجر به رکود فرسایشی در بازار سرمایه شد.
جمعبندی
بررسی روند بازار سهام ایران نشان میدهد که تصمیمات سیاسی یکی از متغیرهای تعیین کننده در رفتار بورس هستند. این تصمیمات از مسیرهایی مانند انتظارات سرمایهگذاران، نرخ ارز، تورم، سیاستهای پولی و مالی و همچنین سودآوری عملیاتی شرکتها به بازار منتقل میشوند. به همین دلیل، تاثیر سیاست بر بورس معمولا فراگیر است و میتواند همزمان بخش بزرگی از بازار را تحت تاثیر قرار دهد.
ریسک سیاسی در چارچوب مدیریت ریسک، جزو ریسکهای سیستماتیک محسوب میشود و با تنوعبخشی ساده از بین نمیرود. در ایران، بهدلیل نقش پررنگ تحریمها، محدودیتهای مالی بینالمللی و وابستگی بودجه به منابع ارزی، شدت این ریسک از بسیاری از بازارهای جهانی بیشتر است. در چنین شرایطی، راهبرد منطقی برای سرمایهگذار حذف ریسک سیاسی نیست، بلکه شناخت کانالهای اثر، تحلیل سناریوها و انتخاب آگاهانه صنایع و اندازه موقعیتهای سرمایهگذاری است.
سوالات متداول درباره تاثیر تصمیمات سیاسی بر روند بورس ایران
۱. آیا ریسک سیاسی با تنوعبخشی پرتفوی از بین میرود؟
خیر. ریسک سیاسی جزو ریسکهای سیستماتیک است و کل بازار را درگیر میکند. تنوعبخشی فقط میتواند شدت اثر آن را کاهش دهد، نه اینکه آن را حذف کند.
۲. چرا اخبار سیاسی گاهی باعث رشد شاخص بورس میشود؟
۳. در ایران، برخی اخبار سیاسی انتظارات تورمی و ارزی را افزایش میدهند. این موضوع میتواند باعث رشد اسمی قیمت سهام شود، حتی اگر تغییری در سودآوری واقعی شرکتها رخ نداده باشد.
۴. آیا سیاست پولی انقباضی همیشه به ضرر بورس است؟
در کوتاهمدت معمولا اثر منفی دارد، چون نرخ سود و هزینه سرمایه افزایش مییابد. اما اگر به کنترل تورم و کاهش نااطمینانی منجر شود، میتواند در میانمدت به بهبود شرایط بازار کمک کند.
مهمترین ریسک سیاسی بورس ایران در افق میانمدت چیست؟
تحریمها و چشمانداز روابط خارجی. این عامل از مسیر نرخ ارز، بودجه دولت و نقل و انتقال پول بر کل اقتصاد و بازار سهام اثر میگذارد.